۹ نتیجه برای اختلالات اسکلتیعضلانی
عباسعلی جعفری ندوشن، گلناز باقری، فاطمه سادات موسوی ندوشن،
دوره ۸، شماره ۳ - ( ۸-۱۳۹۹ )
چکیده
زمینه و هدف: اعضای هیئتعلمی دانشگاه نقش اساسی در آموزش و کیفیت آن ایفا میکنند. بااینحال، شرایط کاری آنها بهگونهای است که با اختلالات جدی اسکلتیعضلانی مواجه هستند. شیوع ویروس کووید-۱۹ و تعطیلی دانشگاهها و آموزش مجازی شرایط کاری اعضای هیئتعلمی را سختتر از قبل کرده است. هدف این تحقیق بررسی تأثیر این ویروس روی شیوع اختلالات اسکلتیعضلانی اعضای هیئتعلمی دانشگاه یزد و استخراج متغیرهای تأثیرگذار بر این اختلالات بود.
روشکار: این تحقیق توصیفیپیمایشی در سال ۱۳۹۹ روی ۲۲۰ نفر از اعضای هیئتعلمی دانشگاه یزد انجام شد. این افراد به روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند. دادهها با استفاده از پرسشنامۀ استاندارد نوردیک در دو مرحلۀ قبل و بعد از شیوع ویروس جمعآوری و در نرمافزار SPSS نسخۀ ۲۵ با آزمونهای مقایسۀ زوجی و t مستقل و آنالیز واریانس تجزیهوتحلیل شد.
یافتهها: اختلالات اسکلتیعضلانی بعد از شیوع ویروس در اکثر اندامها افزایش معناداری را تجربه کرد؛ بهطوریکه درصد فراوانی در گردن برای سه پردیس دانشگاه از ۳۶ و ۴۰ و ۳۱درصد به ۵۵ و ۵۲ و ۴۴درصد افزایش یافت. ناگفته نماند بین جنسیت و سابقۀ کار و روش تدریس با شیوع اختلالات رابطه معناداری وجود داشت و بیشترین اختلال نیز در کمر و گردن و زانو بود.
نتیجه گیری: درصد کمی از اعضای هیئتعلمی فعالیتهای ورزشی و نرمشهای روزانه را انجام میدادند که میتوان با برنامهریزی روی این فعالیتها، اختلالات را کاهش داد. همچنین، دانشگاه میتواند با تقسیمبندی آموزش مجازی در طول روز و هفته از تمرکز آموزش در زمانی خاص جلوگیری کند و باعث کاهش این اختلالات شود.
مهران ملکی روشتی، مهدی راعی، فیروز ولیپور،
دوره ۱۱، شماره ۲ - ( ۶-۱۴۰۲ )
چکیده
اهداف: اختلالات اسکلتیعضلانی مسئلهای حائز اهمیت در بسیاری از محیطهای کاری در نظام بهداشت و درمان است. هدف از این مرور سیستماتیک بررسی اختلالات اسکلتیعضلانی و عوامل خطر شغلی بر وضعیت جسمانی کادر درمان در ایران است.
روش کار: جستوجویی الکترونیکی در پایگاههای اطلاعاتی ملی و بینالمللی شامل PubMed، Web of Science، Scopus، SID و IranMedex انجام شد. مقالات از سال ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۰ با استفاده از کلمات کلیدی «اختلالات اسکلتیعضلانی» و «کادر درمان» جستوجو شدند.
یافتهها: از میان ۳۶۰ مقاله، در نهایت، متن کامل ۲۴ مقاله بررسی شد. نتایج مطالعه نشان داد که بیشترین میزان شیوع ناهنجاریهای اسکلتیعضلانی و شکایات کارکنان در ۱۲ ماه گذشته، به درد در ناحیهی گردن (۴۶/۰۱ درصد) مربوط است. همچنین، از بین ۲۴ عامل خطر شغلی شناساییشده، ایستادن طولانیمدت (۲۰/۸۳ درصد) و حرکات تکراری (۱۶/۶۶ درصد) مهمترین عوامل در بروز اختلالات جسمانی در کادر درمان است.
نتیجهگیری: یافتههای این پژوهش میتواند نقش بسزایی در توانمندسازی و ارتقای نظام سلامت کشور از نظر سیاستهای فردی، مدیریتی و سازمانی در مراکز بهداشتیدرمانی داشته باشد؛ بنابراین، نیازهای فیزیکی، فشارهای روانی و ارگونومیکی محیط کار و سلامت کادر درمان را میتوان برطرف کرد.
عاطفه الیاسی گماری، بهزاد فولادی، سعید قنبری، عباس محمدی،
دوره ۱۱، شماره ۳ - ( ۹-۱۴۰۲ )
چکیده
اهداف: اختلالات اسکلتیعضلانی (MSDs) از جمله مشکلات شایع و مهم بهداشتیاجتماعی در جوامع صنعتی هستند که باعث کاهش بهره وری، افزایش هزینه های درمانی و کاهش کیفیت زندگی کارگران می شوند. مطالعهی حاضر با هدف بررسی تأثیر حجم کار، خستگی، کیفیت خواب و وضعیت جسمانی بر اختلالات اسکلتیعضلانی کارگران صنعت فولاد انجام شد.
روش کار: مطالعهی حاضر از نوع توصیفیتحلیلی بود که در جمعیت ۵۴۰ نفری کارگران شاغل در صنعت فولاد شهرستان دزفول انجام شد. بر اساس نمونهگیری تصادفی ساده، ۴۰۰ نفر بهعنوان نمونه، انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش، پرسشنامهی اطلاعات دموگرافیک افراد، پرسشنامهی اختلالات اسکلتیعضلانی کرنل (CMDQ)، خستگی شغلی سوفی (SOFI)، کیفیت خواب پیتسبورگ (PSQI) و شاخص بار کاری NASA-TLX بود و همچنین، برای ارزیابی وضعیت بدنی افراد از روش ربا (REBA) استفاده شد. برای تجزیهوتحلیل دادهها، از شاخصهای آمار توصیفی و برای بررسی روابط بین متغیرهای مشاهدهشده و پنهان، از مدل معادلات ساختاری (SEM) استفاده شد. دادهها در سطح معنیداری ۰/۰۵ و در نرمافزار SPSS نسخهی ۲۵ آنالیز شدند.
یافتهها: با توجه به سنجش شیوع اختلالات اسکلتیعضلانی، کمردرد با میانگین و انحراف معیار ۲۵/۴۴±۵۲/۳۹ در رتبهی اول و زانودرد با میانگین و انحراف معیار ۲۶/۴۵±۴۶/۴۳ در رتبهی دوم بودند که نشاندهندهی شیوع بالای این اختلالات در میان کارگران صنعت فولاد است. نتایج تحلیل همبستگی نشان داد که بین بار کاری، خستگی، کیفیت خواب و وضعیت بدنی با اختلالات اسکلتیعضلانی رابطهی مثبت و معناداری وجود دارد (۰/۰۵>P). با توجه به شاخص RMSEA کمتر از ۰/۱، مدل پیشنهادی در این مطالعه از برازش مناسب برخوردار بود و نقش متغیرهای بار کاری، خستگی، کیفیت خواب و وضعیت بدنی را در ایجاد اختلالات اسکلتیعضلانی بهصورت مستقیم و غیرمستقیم، بهخوبی نشان داد.
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان میدهد که بهبود وضعیت ارگونومی محل کار، کاهش بار کاری، خستگی و بهبود کیفیت خواب میتواند احتمال بروز اختلالات اسکلتیعضلانی را در کارگران کاهش دهد.
یوسف قنبری، فرزانه گندمی،
دوره ۱۱، شماره ۳ - ( ۹-۱۴۰۲ )
چکیده
اهداف: اختلالات اسکلتیعضلانی و دردهای ناشی از بروز آنها یکی از عوامل مهم و شایع آسیبهای شغلی به شمار میرود؛ بنابراین، هدف از تحقیق حاضر بررسی اثرگذاری تمرینات با هدف اصلاح سندرم متقاطع فوقانی آنلاین و بازآموزی وضعیت صحیح بدن بر درد، ناتوانی، خستگی ادراکی، بار کاری ذهنی و پوسچر دندانپزشکان شهرستان شهرکرد است.
روش کار: تعداد ۳۳ دندانپزشک بهعنوان نمونهی آماری و به شکل دردسترس انتخاب شدند و بهصورت تصادفی، در گروههای کنترل (۱۱=n)، تمرینات اصلاحی مبتنی بر اصول NASM(۱۱=n) و تمرینات بازآموزی وضعیت بدنی (۱۱=n) قرار گرفتند. قبل از اعمال مداخلات و پس از اتمام دورهی مداخلات، پیامدهای مطالعه بررسی شدند. گروههای تجربی به مدت شش هفته تحت مداخلات مطالعه قرار گرفتند و گروه کنترل طی این مدت، فعالیت روزمرهی خود را انجام دادند. درد بهعنوان پیامد اولیه و ناتوانی، خستگی ادراکی، بار کاری ذهنی و کیفیت زندگی بهعنوان پیامدهای ثانویه بررسی شدند. برای مقایسههای درونگروهی، از آزمون paired sample t-test و برای مقایسههای بینگروهی، از one-way analysis of variance استفاده شد.
یافتهها: یافتهها نشان داد که هر دو مداخلهی تمرینی اثر مثبتی بر درد، ناتوانی، خستگی ادراکی، بار کاری ذهنی و کیفیت زندگی دندانپزشکان داشت (۰/۰۵>P)؛ بااینحال، یافتههای حاصل از تستهای تعقیبی نشان داد که تمرینات مبتنی بر اصلاح سندرم متقاطع فوقانی اثر چشمگیرتری نسبت به تمرینات بازآموزی وضعیت بدنی داشته است (۰/۰۵>P).
نتیجهگیری: استفاده از تمرینات اصلاحی مبتنی بر اصول NASM بهصورت آنلاین و بازآموزی وضعیت بدنی توانست در کاهش درد و ناتوانی و بهبود عملکرد دندانپزشکان اثرهای مطلوبی بر جای بگذارد.
اسماعیل هانی، مریم رفیعی، طاهره اسکندری،
دوره ۱۱، شماره ۳ - ( ۹-۱۴۰۲ )
چکیده
اهداف: کارکنان اورژانس پیشبیمارستانی که ارائهی خدمات اولیهی پیشبیمارستانی را به عهده دارند، در معرض اختلالات جسمی و روانی قرار دارند. ازآنجاکه اختلالات اسکلتیعضلانی میتواند متأثر از استرس و خستگی شغلی باشد، این مطالعه با هدف ارتباط استرس و خستگی شغلی و میزان شیوع اختلالات اسکلتیعضلانی در کارکنان اورژانس پیشبیمارستانی شهرستان ساوه انجام شد.
روش کار: این مطالعهی توصیفیتحلیلی از نوع مقطعی در سال ۱۴۰۲ بود. ۸۸ نفر از پرسنل پایگاههای شهری و جادهای اورژانس پیشبیمارستانی شهرستان ساوه به روش سرشماری انتخاب شدند. جمعآوری دادهها با استفاده از پرسشنامههای استرس شغلی(HSE)، خستگی شغلی (MFI) و نوردیک بود. دادهها با نرمافزار SPSS۲۲ و با استفاده از آزمونهای t-test مستقل، آنالیز واریانس، رگرسیون پواسون و ضریب همبستگی پیرسون تحلیل شدند.
یافتهها: مناطق شایعتر درگیر اختلالات اسکلتیعضلانی کمر (۳۴/۱ درصد)، گردن (۱۹/۳ درصد) و ناحیهی فوقانی پشت (۱۹/۳ درصد) بهترتیب با فراوانی ۳۰، ۱۷ و ۱۷ نفر بود. میانگین نمرهی کلی استرس شغلی ۴/۰۹±۱۱۳/۵۲ و خستگی شغلی ۵/۰۶±۶۲/۹۵ به دست آمد. اختلالات اسکلتیعضلانی با وضعیت تأهل، محلکار، سن، سابقهی کار و تعداد ساعت کار ارتباط معنیداری داشت (۰/۰۵P≤). همچنین، بین استرس شغلی و خستگی شغلی (۰/۲۸P=)، اختلالات اسکلتیعضلانی و استرس شغلی (۰/۹۳P=) و اختلالات اسکلتیعضلانی و خستگی (۰/۴۴P=) ارتباط معنیداری وجود نداشت.
نتیجهگیری: شیوع اختلالات اسکتلیعضلانی نسبتاً بالا بود و با توجه به اینکه این اختلالات در افراد مجرد کمتر از افراد متأهل است و در افرادی که در شهر کار میکنند کمتر از افرادی است که در جاده مشغول به کار هستند، باید آموزشهای لازم به افراد با توجه به محل کارشان داده شود. با افزایش سن و سابقهی کار، اختلالات اسکلتیعضلانی بیشتر میشود که لازم است تهمیدات لازم دراینباره در نظر گرفته شود. همچنین، چون با افزایش ساعت کار اختلالات اسکلتیعضلانی بیشتر میشود، تعدیل ساعت کار و پرهیز از شیفتهای طولانیمدت ضروری است.
سینا قاسمی، بهزاد ایمنی، رامین رحمانی، شیردل زندی،
دوره ۱۱، شماره ۴ - ( ۱۱-۱۴۰۲ )
چکیده
اهداف: اختلالات اسکلتیعضلانی مشکلی شایع در اغلب محیطهای کاری و توانایی انجام کار عاملی مؤثر بر عملکرد و بهرهوری کارکنان است. در مطالعهی حاضر، وضعیت این دو مؤلفه و ارتباط آنها با هم در کارکنان شاغل در اتاق عمل بررسی شده است.
روش کار: مطالعهی مقطعی حاضر در زمستان سال ۱۴۰۱ انجام شد. در این پژوهش، تعداد ۹۶ نفر از کارکنان شاغل در اتاق عمل بیمارستانهای دولتی شهر همدان، بهصورت سرشماری و با در نظر گرفتن معیارهای ورود بررسی شدند. دادهها از طریق پرسشنامهی استاندارد نوردیک و پرسشنامهی شاخص توانایی انجام کار جمعآوری شد و با استفاده از نرمافزار SPSS نسخهی ۲۴ در دو سطح آمار توصیفی (فراوانی، میانگین، انحراف معیار) و استنباطی (T-Test) تجزیهوتحلیل شد.
یافتهها: در این مطالعه، ۴ نفر (۴/۲ درصد) از شرکتکنندگان دارای یک ناراحتی اسکلتیعضلانی و ۹۱ نفر از پرسنل (۹۵/۸ درصد) دارای بیش از یک ناراحتی در سیستم اسکلتیعضلانی بودند. میانگین شاخص توانایی انجام کار ۰۴/۹۱±۴۲/۳ بود. نتایج آزمون تی مستقل نشان داد که شاخص توانایی انجام کار در بین افراد دارای درد در اندامهای گردن (۰/۰۰۳=P-value)، شانهها (۰/۰۰۱=P-value)، آرنجها (۰/۰۳۸=P-value)، کمر (۰/۰۱۱=P-value)، زانوها (۰/۰۰۱=P-value) و پاها (۰/۰۰۲=P-value) نسبت به افراد فاقد درد در این اندامها کمتر بود.
نتیجهگیری: با توجه به شیوع بالای اختلالات اسکلتیعضلانی و ارتباط معنادار بین این اختلالات و توانایی انجام کار، ضروری است مداخلاتی بهمنظورکاهش این اختلالات و بهتبع آن، افزایش توانمندی کارکنان طراحی و اجرا شد.
زهره گودرزی، سارا ایزدی، عباس سیفاله زاده، رقیه حسن زاده، ندا مهدوی،
دوره ۱۱، شماره ۴ - ( ۱۱-۱۴۰۲ )
چکیده
اهداف: اختلالات اسکلتیعضلانی یکی از چالشهای سلامتی اعضای هیئتعلمی است که تأثیرات نامناسبی بر کارایی و کیفیت زندگی کاری آنان دارد. هدف مطالعهی حاضر بررسی رابطهی این اختلالات و عدم تناسب آنتروپومتریک بین ابعاد بدنی آنان و ابعاد ایستگاه کاریشان خواهد بود.
روش کار: این پژوهش در میان ۲۲ نفر از اعضای هیئتعلمی، پس از کسب رضایت آگاهانه و بهصورت سرشماری انجام گرفت. شیوع اختلالات با استفاده از پرسشنامهی کرنل، ارزیابی ایستگاه کار با روش ROSA (Rapid Office Strain Assessment) صورت گرفت. سپس، ۱۴ بعد آنتروپومتری (بهتفکیک جنسیت) با تعیین چارکها و ۱۳ مشخصهی ایستگاه کاری اندازهگیری شد. در نهایت، برای ارزیابی تناسب آنتروپومتریک، ۱۱ معیار به کار گرفته شد. از نرمافزار SPSS نسخهی ۲۶ برای تحلیل دادهها استفاده شد.
یافتهها: حدود ۴۶ درصد از آزمودنیها در یکی از نواحی سامانهی اسکلتیعضلانی درد و ناراحتی را تجربه کرده و نواحی مچ دست، گردن، شانهی چپ و کمر بهترتیب درگیرترین نواحی بودند. نتایج روش ROSA نشان میدهد که ایستگاه کاری ۲۲/۷۳ درصد از آزمودنیها نیازمند بهبودهای ارگونومیک هستند. بیشترین عدم تناسب بهترتیب، در معیارهای طول تنه-طول تکیهگاه کمری صندلی، ضخامت ران در حالت نشسته-فاصلهی بین ران تا میز و عرض شانه-عرض تکیهگاه صندلی وجود دارد.
نتیجهگیری: نشانههایی از ارتباط بین شیوع بالای اختلالات اسکلتیعضلانی و عدم برقراری تناسب آنتروپومتریک/دانش ناکافی اعضای هیئتعلمی در حوزهی ارگونومی مشاهده میشود. این مسئله ضرورت توجه به مشخصههای ارگونومیک/آنتروپومتریک میز و صندلی اداری حین خرید ملزومات اداری و ارتقای دانش ارگونومی را یادآور میشود.
موسی نظری، آرزو سماک امانی، محمد امین موعودی، محمد مهدی علیان نژادی،
دوره ۱۱، شماره ۴ - ( ۱۱-۱۴۰۲ )
چکیده
اهداف: اختلالات اسکلتیعضلانی مرتبط با کار (WMSDs) از معضلات مهم در کشورهای درحالتوسعه و پیشرفته است و اکثر افراد در طول زندگی خود، با آن روبهرو هستند. با توجه به اثرهای زیانآور اختلالات اسکلتیعضلانی در بهرهوری و سلامت عمومی کارکنان، این پژوهش با استفاده از پرسشنامهی اختلالات اسکلتیعضلانی کرنل (CMDQ) بهمنظور ارائهی مدلی هوشمند برای تعیین سطح و پیشبینی اختلالات اسکلتیعضلانی انجام شد.
روش کار: در این مطالعهی توصیفیتحلیلی، ۸۱۰ نفر از کارکنان پنج سازمان با چهار طبقهی شغلی اداری، فنی، تولید و خدمات، داوطلبانه برای ارزیابی اختلالات اسکلتیعضلانی، پرسشنامهی اختلالات اسکلتیعضلانی کرنل (CMDQ) را تکمیل کردند. پس از جمعآوری دادههای پرسشنامهای و انجام تحلیلهای آماری مرتبط، از نرمالسازی دادهها و خوشهبندی بر اساس روش K-Means برای تعیین سطوح اختلالات اسکلتیعضلانی استفاده شد. در نهایت، شبکهی عصبی مصنوعی پرسپترون چندلایه برای پیشبینی سطح اختلالات اسکلتیعضلانی آموزش داده شد و معیارهای دقت، صحت، Recall و F۱-score برای ارزیابی مدل پیشنهادی به کار گرفته شدند.
یافتهها: نتایج عملکرد مدل پیشنهادی در پیشبینی سطح اختلالات اسکلتیعضلانی در دو حالت استفاده و عدم استفاده از روش SMOTE بر اساس معیارهای ارزیابی ارائه شده است. مقادیر صحت، دقت، Recall و F۱-score بهترتیب، برابر با ۰/۷۲۴، ۰/۷۰۹، ۰/۷۵۶ و ۰/۷۲۰ به دست آمد. مقدار مناسب صحت و دقت در مدل پیشنهادی نشاندهندهی قابلیت آن در شناسایی سطح اختلالات اسکلتیعضلانی افراد و کمک به متخصصان حوزهی بهداشت در شناسایی و اقدامات لازم برای پیشگیری و پیشبینی آنها است.
نتیجهگیری: این مطالعه با استفاده از پرسشنامهی CMDQ و روشهای هوش مصنوعی به تحلیل اختلالات اسکلتیعضلانی در محیط کار پرداخته است. مدل پیشنهادی در مقایسه با مطالعات مشابه، دارای دقت و صحت قابل توجهی است. نتایج نشان دادند که از این مدل میتوان برای شناسایی و پیشبینی اختلالات اسکلتیعضلانی در کارکنان سازمانها با امکان تسریع فرایند شناسایی و کاهش هزینهها بهره برد.
عباس محمدی، بهزاد فولادی دهقی، فاطمه اسدیان، سعید قنبری،
دوره ۱۱، شماره ۴ - ( ۱۱-۱۴۰۲ )
چکیده
اهداف: کارگران قسمت بار در فرودگاه اهواز بهدلیل جابهجایی چمدانهای مسافری در معرض اختلالات اسکلتیعضلانی قرار دارند. به همین دلیل، حمل بار توسط آنها و پوسچرهای آنان هنگام حمل بار در این پژوهش بررسی شد.
روش کار: این مطالعهی توصیفیتحلیلی به روش سرشماری، دربارهی ۲۱ نفر از کارگران واحد بار در فرودگاه اهواز انجام شد. برای ارزیابی وضعیت ارگونومی حمل دستی بار از روشهای آنالیز وظیفه (HTA)، ارزیابی پوسچر (QEC) و ارزیابی حمل دستی بار به روش MAC استفاده شد. ابزار مورد استفاده شامل مشاهده، عکسبرداری و پرسشنامهی CMQD بود. برای محاسبات آماری ازSPSS۱۶ و برای بررسی متغیرها از ضریب همبستگی اسپیرمن استفاده شد.
یافتهها: هر کارگر در فرودگاه اهواز بهطور متوسط، ۴۰۰ چمدان را در هر شیفت کاری جابهجا میکند. با استفاده از ضریب همبستگی اسپیرمن، بین اختلالات اسکلتیعضلانی و متغیرهای سابقه، قد و BMI بهترتیب، ارتباط معناداری به میزان ۰/۰۰۲، ۰/۰۰۵ و ۰/۰۰۳ یافت شد و با استفاده از روش QEC، پوسچرهای نامطلوبتر با امتیاز عددی بین ۵۰ تا ۷۰ مربوط به وضعیت ایستاده در ایستگاه غلتک و پوسچر بدنی نشسته در انبار هواپیما بود و ناراحتیهای مربوط به اندامهای شانه، بازو و کمر بهترتیب، با فراوانی ۶۱/۶ درصد، ۶۵ درصد و ۶۲ درصد پس از بررسی پرسشنامهی CMQD، به دست آمد.
نتیجهگیری: نتایج حاصل از روشهای MAC و QEC در حمل و بلند کردن بار بهصورت مشابه، در نیاز به ضرورت تغییر در آیندهای نزدیک در روند جابهجایی چمدانها، با هم توافق نظر داشتند. همچنین، کاهش ساعت کاری و تطابق افراد با وظایف موجود میتواند در کاهش شیوع اختلالات اسکلتیعضلانی تأثیرگذار باشد.